Wednesday, Dec. 13, 2017

چرا خداوند جسم ندارد؟

نوشته شده توسط:

|

دسامبر 5, 2013

|

در:

چرا خداوند جسم ندارد؟

مقدمه

چرا خداوند جسم ندارد؟

عدم جسمیت خدا

از نظر شیعه خداوند جسم ندارد چرا که جسم داشتن مستلزم محدودیت هایی است که با خدایی منافات دارد. مثلا اگر خداوند جسم داشته باشد باید در یک مکان خاص قرار بگیرد و اگر خداوند در یک مکان خاص قرار بگیرد مکان های دیگر از وجود خداوند خالی خواهد بود در صورتی که خداوند همه جا حاضر  و ناظر است .

به علاوه  اگر خداوند جسم داشته باشد در جسم بودن شبیه انسان ها و اشیاء می شود در صورتی که خداوند فرموده است : ” لیس کمثله شیء ” یعنی هیچ چیزی مانند او نیست .

یکی از حکما فرموده است : مورچه خداوند را مانند خود شاخدار می پندارد چون شاخ مورچه حیاتی ترین عضو او است لکن خیال می کند شاخ خدا خیلی بزرگ تر است !

ما انسان ها نیز بخاطر جهل خود که نمی توانیم ذات خدا را به درستی درک کنیم چون ذات خدا از فهم بشر خارج است ، از این جهت فکر می کنیم خداوند نیز مانند ما جسم دارد و مانند ما دست دارد و مانند ما صورت و پا و چشم و گوش و … دارد لکن فکر می کنیم گوش و چشم خدا قوی تر از ما است !! جسمیت با خدایی منافات دارد .

چرا خداوند جسم ندارد ؟

می گویی : چرا ؟

برای اینکه جسمیت محتاج به محل و جا است و خداوند هیچ احتیاجی ندارد .

 شخصی از امام علی (ع) پرسید : ” اَین کان ربنا قبل أن یخلق السموات و الارض ؟ یعنی : خداوند پیش از خلق آسمان ها و زمین کجا بود ؟

 حضرت پاسخ داد : ” اَین ، سئوال عن مکان ، و کان الله و لا مکان ” یعنی : ” کجا ” سئوال از مکان است و خداوند پیش از آنکه مکان خلق شود وجود داشت.

حضرت علی (ع) که به فرموده رسول خدا (ص) دروازه شهر علم رسول الله است  و خودش فرموده است که اگر پرده ها و حجاب ها از جلو چشمانم برداشته شود زره ای برعلمم افزوده نمی شود ، اینگونه مکان داشتن را از خداوند نفی می کند.

از اینجا دانسته می شود حضرت باری تعالی (جل جلاله ) جسم ندارد که پیش از خلق مکان وجود داشته است و گرنه جسم بدون داشتن مکان اصلا ممکن نیست .

 و نیز اینکه در قرآن می فرماید : ” وهو معکم اینما کنتم والله بماتعملون بصیر”   یعنی : هرجا که شما باشید خداوند نیز با شما است و خداوند به آنچه انجام می دهید آگاه است .

آیا اگر خداوند جسم باشد هرگز می تواند در یک زمان همه جا حضور فیزیکی داشته باشد ؟؟

شیعیان معتقدند خداوند یکتا و یگانه است و شریک و مانندی ندارد. او است که خالق همه جهانیان می باشد و او است که به همه جانداران روزی می رساند و او است که جهان و جهانیان را تدبیر می کند. اسم خداوند هم نزدشیعیان الله (ج) می باشد.

تا اینجا عقاید شیعیان با اهل سنت هیچ تفاوتی ندارد . لکن عقیده شیعیان با اهل سنت در بعضی از صفات خداوند تفاوت پیدا می کند . شیعیان به 8 صفت ثبوتی و 7 صفت سلبی در مورد خداوند معتقدند . منظور از صفات ثبوتی صفت هایی است که در خداوند موجود است و خدای تعالی آن صفت ها را دارد مانند حیاة (زنده بودن) ، علم و قدرت . اما صفات سلبی آن دسته صفت هایی است که در خداوند موجود نیست و خداوند منزه است از اینکه دارای آن صفات باشد مثل جسم داشتن ، مرکب بودن از اعضاء و در معرض تغییر و تحول بودن.

 شیعیان برای ساده شدن فهم و یادگرفتن سریع صفات خداوند ، آن ها را به شعر درآورده و به کودکان خود و افراد عامی آن را با آن شعر آموزش می دهند .

صفات ثبوتی : قادر و عالم حی  مرید و متکلم

پس ، قدیم ازلی دان متکلم صادق

و در مورد صفات سلبی نیز این شعر را می گویند :

نه مرکب بود و جسم نه مرئی نه محل

لاشریک است و معانی تو غنی دان خالق

چنين معنائي در مورد خداوند متعال از چند جهت محال است:

1. اين معنا مستلزم جسميت و ماديت است و ساحت مقدس الهي از ماده و لوازم آن منزه است. در توضيح اينكه «مستلزم جسميت و ماديت است» بايد گفت داشتن جزء و قابليت جداشدن آن جزء از خصوصيت ماده و ماديات است و اصولاً امور مجرد ـ حتي غير خداوند هم ـ فاقد اجزاء مادي و جسماني هستند به علاوه داشتن جزء به معناي تركب است كه خود نقص و نياز بوده به ساحت الهي راه ندارد ضمن اينكه هنگامي كه جزئي از يك مركب جدا مي‎شود آن مركب سابق از بين مي‎رود به اين معنا كه مركب چند جزي سابق اكنون يك جزء كمتر داشته و موجودي ديگر است كما اينكه در همه مجردات جسميت و ماديت راه ندارد و فرض فرزند براي آنها هم بي‎معناست.

2. چون ذات باري تعالي در خالقيت، ربوبيت و الوهيت مطلق است بنابراين هر چه غير او فرض شود نيازمند به او و تحت قيوميت الهي خواهند بود با اين وصف چگونه ممكن است آن شيء كه از او زائيده مي‎شود مثل و شبيه و فرزند او باشد و به عبارت ديگر موجود مستقل و بي‎نيازي نخواهد بود پس با اين اوصاف ديگر فرزند واجب نخواهد بود بلكه مخلوق اوست.

3. اگر زائيدن و استيلاد در مورد حق تعالي ممكن باشد مستلزم آن است كه فعل تدريجي براي حضرتش صحيح باشد در حالي كه فعل تدريجي از ويژگي‎هاي امور مادي است. در حالي كه آنچه به اراده و مشيت خداوند واقع مي‎شود، بدون تدريج و به اصطلاح به صورت دفعي است. كما اينكه در ساير مجردات هم تدريج بي‎معناست چنانكه در آيه كريمه متعددي از قرآن به اين معنا كه خداوند فرزند ندارد اشاره شده است از آن جمله آيه 171 سوره نساء كه مي‎فرمايد: (سُبْحانَهُ أَنْ يَكُونَ لَهُ وَلَدٌ) خداوند منزه است از اينكه فرزند داشته باشد و نيز سوره توحيد را مي‎توان نام برد؛ يادآور مي‎شويم كه نفي ماديت و جسمانيت از ساحت الهي ـ چنانكه اكثر قريب به اتفاق مسلمانان به آن معتقدند ـ دلائل مختلفي دارد كه از جمله بهترين الائل بر سلب جسميت و ماديت خداوند عبارت است از آن كه: جسم و امر مادي ـ به هر معنايي كه گرفته شود ـ داراي ابعاد سه‎گانه، يعني طول و عرض و ارتفاع است و از اين رو،‌قطعاً از اجزاي مقداري تركيب شده است. بنابراين هر جسمي مركب است و خداوند از هرگونه تركيب مبرا است چرا كه هر موجود مركبي نيازمند اجزاء است و با فقدان يك جزء ناقص مي‎شود و نياز و نقص در خداوند راه ندارد. بنابراين خداوند جسم و مادي نيست بلكه مجرد است و هيچ يك از احكام جسم بر حضرتش جاري نمي‎شود.

 منابع:

1. تفسير الميزان، علامه طباطبائي ذيل آيات 171، ج 3، صفحة 485 ـ 492، سوره نساء، 30، سوره توبه، ج 9، صفحة 326 و سوره توحيد، ج 20، صفحة 273.

2. تفسير نمونه، ناصر مكارم شيرازي و همكاران، ذيل آيات 171 سوره نساء و سوره توحيد.

منبع: بانک مقالات عمومی و تخصصی

این نوشته را به اشتراک بگذارید

اخبار مرتبط

همه چیز در مورد جزیره ایستر
اینترانت چیست؟ معرفی اینترانت‌های رایگان
شیمی پزشکی چیست؟

درباره نویسنده

فرزاد علمى

سلام من مدیر سایت باهوش هستم. من از سال 89 وبلاگ نویسی را از سرویس های بلاگفا و رزبلاگ و ... شروع کردم. به اینترنت علاقه زیادی دارم و الان هم دارم به ایجاد محتوا می پردازم.  ممنون

(3) دیدگاه خوانندگان

  1. نفس
    نوامبر 25, 2014 در 3:22 ب.ظ

    مطالبتون عالیه دستتون دردنکنهthankyou

  2. فاطمه
    دسامبر 4, 2014 در 5:32 ق.ظ

    خوب بود اما لطفا درباره ی اینکه خدا شریک ندارد هم مطلبی ارائه دهید.ممنون

  3. بازتاب: چرا یک انسان شاخ ندارد

ارسال دیدگاه

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *